ديدگاه كاركرد گرايي و تفسيرگرايي در حسابداري
ديدگاه كاركرد گرايي در حسابداري بدين گونه است كه درصدد توجيه نظم اجتماعي برمي آيد نظمي كه در آن حسابداري نقش دارد. و اين توضيح از ديدگاه يك واقع گرا و اثبات گرا كه طرفدار قانون جبر و طرفدار علوم دقيق است داده مي شود. ديدگاه مزبور با نظمي اثربخش سرو كار دارد كه مبتني بر مدارك عيني بدون اعمال نظر شخصي مي باشد. اين ديدگاه، به پديده حسابداري از اين زاويه نگاه مي كند كه آن از نوعي روابط قابل لمس، واقعي و حقيقي تشكيل شده است كه داراي نظم مشخص و روابط علي است به گونه اي كه مي توان آن را بر اساس توضيح علمي اندازه گيري يا پيش بيني كرد. الگوي غالب كاركردگرايي در حسابداري بر تعيين وظايف تاكيد مي كند. همان وظايفي كه از نظر عمليات كاراي سازمان مورد نياز هستند. اين وظايف عبارتنداز پيش شرطها يا الزامات كاركردي يا وظيفه اي كه بتوان بدين وسيله خود را با شرايط سازگار كرد، هدف را تامين نمود، موجب انسجام و يكپارچگي شد و سرانجام موجب تقويت دوره دوام يا حفظ الگو گرديد.
اين ديدگاه را به تئوري سيستم ها در مديريت شبيه مي كنند كه در آن بر جنبه هاي مشابه حسابداري و تجزيه و تحليل سيستم تاكيد مي شود. وجه مشخصه ديدگاه كاركرد گرايي در حسابداري اين است كه معمولا همان چيزي را مورد توجه قرار مي دهد كه در تحقيقات حسابداري رايج و متداول است. مفروضات اصلي ديدگاه كاركردگرايي به صورت زير مي باشند:
- تئوري چيزي جدا از مشاهداتي است كه مي تواند براي تاييد يا رد يك تئوري به كار رود.
- ديدگاه استنتاجي مفروض به عنوان يك روش علمي مورد قبول است.
- روشهاي كمي براي جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها كه امكان تعميم دادن نتايج را ميسر مي سازد، مورد قبول است.
ديدگاه تفسيرگرايي در حسابداري به گونه اي است كه بر توضيح نظم اجتماعي از ديدگاه يك هنجارگرا، ضد اثبات گرا، آزاد انديش و آرمان گرا نگاه مي كند(بر خلاف ديدگاه كاركردي). در حسابداري هدف اين است كه تجربه ذهني تهيه كنندگان، استفاده كنندگان، تاييدكنندگان و توزيع كنندگان اطلاعات حسابداري درك شود. كاربرد علم تفسير در حسابداري به گونه اي است كه بر مطالعه حسابداري به شيوه اي هدفدار تاكيد مي نمايد. مانند موسسه هاي حسابداري، متون حسابداري، ادبيات حسابداري، زبان حسابداري و عقايد حسابداري كه از روش Verstehen استفاده مي كند.
در حسابداري مفروضات حاكم بر ديدگاه تفسيري به صورت زير است:
- اعتقاد درباره دانش
- اعتقاد به واقعيت اجتماعي و فيزيكي
- رابطه بين تئوري و عمل
ديدگاه تفسيرگرايي سه نقطه ضعف عمده به شرح زير دارد:
• در اين الگو فرض مي شود كه يك فرد خداگونه مي تواند از مجراي قضاوت ذهني محض خود و بدون هيچ گونه مداخله اي عمل يا اقدام اجتماعي را درك كند.
• در زمينه تحقيق ناتوان است.
• با استفاده از شيوه استدلال متعلق به خود، يعني تك رو، مي كوشد تا يك تئوري واهي محض خلق كند.
این وبلاگ جهت خدمت به جامعه حسابداری ابران و ارائه مطالب آموزشی و پژوهشی و خدمات حرفه ای در زمینه حسابداری و حسابرسی طراحی شده است. لطفاً با بازدید و ارزیابی وبلاگ، بنده را در این امر یاری فرمائید.